محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
تنبيه الغافلين 36
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
از من بشنو كه « برهم روپ » « 1 » كه عبارت از ذات بحت وهستى مطلق است ومجرد از جميع قيدها ومبرّى ازتمامى نسبتها كه چگونگى وكيفيت را بهحضرت او راه نباشد وگفت وشنود را در او هيچ گنجايش نبود ، و آن ذات پاك محض « بده » « 2 » يعنى عقل خالص در كمال ذوق وراحت وآسايش خود به خود در خود است . و چون با « برهم روپ » كه محض ( بده ) است باشد با تعقل كردن وتصور نمودن يار شد ، يعنى همينكه آن هستى مطلق خود بهخود تصور كرد و « بدگيان پرتچه « 3 » » يعنى : دريافت ظاهر خود را خود دانست كه اين منم « 4 » . از آن هستى وحقيقت كه بىتغيير وتبديل است و بر يك قرار است « مُنْ » « 5 » پيدا شد كه تغيّر وتردّد صفت او است ومراد از « مُنْ » انديشه وخيال است . چنان كه از دريائى كه برقرار است ، پس از وزيدن باد جنبش و تغيير وتبديل حالات دريا از مدّ وجزر يعنى بالا وپست شدن آب وتافتن حضرت نيّر اعظم « 6 » او را اسامى مختلف پيدا مىشود ، مثل « لَهَرْ » « 7 » يعنى
--> ( 1 ) - / برهم روپ ( - / ) : ذات بحت الهى ، هستى مطلق ، تجلىآفريدگار ، صورت نمود آفريدگار ( 2 ) - / بودهى ( ) : عقل ، عقل خالص ، روح ، هوش ( 3 ) - / ( ) ( 4 ) - / جوگ باسشت : 72 ( 5 ) - / ( ) / منن يعنى : قوهء متفكره ؛ نيروى انديشيدن وتفكر ( 6 ) - / نير اعظم - / يعنى نور دهندهء بزرگ ، كه منظور خورشيد است ( 7 ) - / ( / واژهء هندى ) : موج